{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیم ساعت پیش ،

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! 

حسین پناهی

پ.ن : بابای مهربونم روحت شاد ...
دیدگاه ها (۳۴)

یه جایی تو زندگیش بدجور زمین خورده ولی بازم بلند شده و ادامه...

دنیا پُر از آدمای خوبه که کارای بد میکنن!🎥 پوارو

همه ی طوفان ها برای خراب کردن زندگیت نمیان، بعضی هاشون میان ...

دلیلی برای ماندن نداشتن دلیل خوبی برای رفتن است...

سایه های کلاغ

پارت ششم: مظنون اول 🥀مسیر برگشت به عمارت، عجیب ساکت بود.ا.ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط