{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیم ساعت پیش ،

نیم ساعت پیش ،
خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ،
آواز که خواند تازه فهمیدم ،
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! 

حسین پناهی

پ.ن : بابای مهربونم روحت شاد ...
دیدگاه ها (۳۴)

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:12بعد از خرید لباس عروس دومین چیز مورد علاقه ی ا....

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

نیم ساعت پیش؛ خدا را دیدم قوز کردهبا پالتوی مشکی بلندش سرفه ...

نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرف...

‌نیم ساعت پیش،خدا را دیدمقوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه ...

نیم ساعت پیشخدا را دیدمقوز کردهبا پالتوی مشکی بلندشسرفه کنان...

"خدا" را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیا...

نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرف...

نیم ساعت پیش خدا را دیدم ! قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

.نیم ساعت پیش ،خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندشسرفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط