زندگیم شده سراسررنج وعذاب وعجز... فقط درد میکشم وآه حسرت
زندگیم شده سراسررنج وعذاب وعجز... فقط درد میکشم وآه حسرت میکشم ویاداشتباهاتی میوفتم که مسیرزندگیم روعوض کرد طوری که عاجزاز تغییرحتی کوچکترین احساسم رو ندارم باتمام وجودم دردبه استخوانم میزنه وتحمل زشت ترین سرزنشها ورفتار تحقیرآمیز نزدیکترین آدمای زندگیم داره مغزاستخونم رو به دردمیاره که چرا تبدیل به چنین آدمی شدم وچرادیگران حتی خانوادم تبدیل به چنین آدمی شدند یه رشته روابط قلابی ودور ازعشق وصمیمیت که من حتی مادرم رو نمیشناسم انگار روزای آخرعمرم رسیده نمیدونم چرابه این نقطه رسیدم ولی بخدایکقدم باخودکشی فاصله دارم شایددعای شماباعث بشه خدابمن فرصت دوباره بده ولی آخه به چه قیمت وقتی دیگه همه چیز مثل سابق نیست برام دعا میکنید؟
- ۱.۹k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط