سناریو حسادت گوجو و سوکونا
### سناریو: حسادت گوجو و سوکونا
**گوجو ساتورو** (با اعتماد به نفس همیشگی و لبخند شیطنتآمیزش):
«هه، حسادت؟ من؟ گوجو ساتورو؟» *چشمکی میزنه و دستش رو دور شونهت میندازه.* «اگه یکی بهت نزدیک بشه، فقط با یه نگاه بینهایتام نابودش میکنم. حسادت نمیکنم، چون میدونم هیچکس نمیتونه جای منو بگیره. تو مال منی، و من مال توام. سادهست! ولی خب... اگه لازم باشه، دامنه بینهایت رو فعال میکنم و همهشونو پرت میکنم یه جایی دور. 😉»
**ریومن سوکونا** (با خندهای وحشی و چشمای قرمز پر از خشم):
«حسادت؟ این کلمه برای ضعیفاست، نه برای شاه نفرینها.» *دندوناشو به هم ساییده و با انگشتای تیزش به سمتت اشاره میکنه.* «اگه حتی یه لحظه فکر کنی یکی دیگه بهت نزدیک شه، اونو تکهتکه میکنم و روحشو میخورم. تو مال منی، و من حسودیمو با خون نشون میدم. سعی نکن امتحان کنی، چون آخرش فقط من میمونم و تو... و کلی لاشه دورمون. هاهاها!» 😈
هر دوشون حسودیشون رو به سبک خودشون نشون میدن: گوجو با شوخی و کنترل، سوکونا با خشونت کامل! کدومشون حسودتره؟ تو بگو! 😏
**گوجو ساتورو** (با اعتماد به نفس همیشگی و لبخند شیطنتآمیزش):
«هه، حسادت؟ من؟ گوجو ساتورو؟» *چشمکی میزنه و دستش رو دور شونهت میندازه.* «اگه یکی بهت نزدیک بشه، فقط با یه نگاه بینهایتام نابودش میکنم. حسادت نمیکنم، چون میدونم هیچکس نمیتونه جای منو بگیره. تو مال منی، و من مال توام. سادهست! ولی خب... اگه لازم باشه، دامنه بینهایت رو فعال میکنم و همهشونو پرت میکنم یه جایی دور. 😉»
**ریومن سوکونا** (با خندهای وحشی و چشمای قرمز پر از خشم):
«حسادت؟ این کلمه برای ضعیفاست، نه برای شاه نفرینها.» *دندوناشو به هم ساییده و با انگشتای تیزش به سمتت اشاره میکنه.* «اگه حتی یه لحظه فکر کنی یکی دیگه بهت نزدیک شه، اونو تکهتکه میکنم و روحشو میخورم. تو مال منی، و من حسودیمو با خون نشون میدم. سعی نکن امتحان کنی، چون آخرش فقط من میمونم و تو... و کلی لاشه دورمون. هاهاها!» 😈
هر دوشون حسودیشون رو به سبک خودشون نشون میدن: گوجو با شوخی و کنترل، سوکونا با خشونت کامل! کدومشون حسودتره؟ تو بگو! 😏
- ۹.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط