رئس دوباره ادامه داد توی پوشه هایی که جلوتون گذاشته مشخصا
رئس دوباره ادامه داد توی پوشه هایی که جلوتون گذاشته مشخصات سریال نوشته شده ژانر_اسم شخصیت_ویژگی ها یا علایق شغل و همهی مشخصات دیگه
لنا به پوشه جلوش نگاه کرد درش زو باز کر و شزوع کرد به خوندن مشخصات
حسود کوچولوی جذابم
نام شخصیت_بک آجین
سن در سریال_۱۶
شخصیت اصلی زن
ژانر:عاشقانه_کمدی_حسودی
+وای بدبخت شدم(آروم جوری که فقط آیلا بشنوه)
♡چیشد دختر قبول میکنی
+نمیدونم باید فکر کنم
♡قبول کن جونگ کوک که کره نیست رفته فرانسه حالا هالا ها هم قرار نیست برگرده نمیفهمه
+اسکل خب سریال رو میبینه
♡حالا هرچی دیگه من نمیدونم هرکاری میخوای یکن ولی بنظرم سریال قشنگی باشه
رئیس بقیه توضیحات رو داد و رفت
ویو لنا
نمیدونم باید سریال رو قبول کنم یا نه هروقت بحث سریال عاشقانه میشه یاد تهدید های جونگ کوک میفتم ولی آیلا هم راست میگه به نطر خودمم سریال قشنیگه میدونی چیه(نه نمیدونم) میرم این سریال رو بازی میکنم حا جونگ کوک هرکاری میخواد بکنه(به فاک میری خواهرم) درخاست رو قبول میکنم
روز بعد لنا رفت تا بگه که درخاست زو قبول میکنه آیلا لنا رو دید و گفت:
♡چطوری گاوه میخوای چیکار کنی سریال زو هستی
+خوبم خره آره هستم حالا جونگ کوک هرکاری میخواد بکنه
♡پس قراره به فاک بری(هم نظریم) ولی خوب شد قبول کردی
فلش بک چند روز بعد
فیلم برداری شروع شده بود لنا همراه با یکی از بازیگر های مرد توی پارک درحالی فیلم برداری بودن اون قسمت صحنه کیس بود لنا با استرس اون صحنه رو انجام داد که متوجه یه ماشید شد که وقتی نزدیک پارک شد سرعتش زو کم کرد فیلم برداری اون قسمت تموم شد لنا وقتی به پلاک ماشین دقت کرد فهمید ماشین جونگ کوکه
+وای نه نه نه یدبخت شدم
آیلا که اونجا بود تا صحنه رو دید گفت:
♡چیشده حالت خوبه
+بدبخت شدم آیلا جونگ کوک برگشته
♡حتما توهم ژدی جونگ کوک الان باید پاریس باشه
+خودم دیدم ماشین خودش بود بدبخت شدم(ریدی عزیزم)
+من میرم خونه تا مطمئن شم فعلا خداحافظ
لنا با همه خداحافظی کرد و سوار ماشینش شد و رفت خونه
ادامه دارد.... ❤🍓🎀🌒
لنا به پوشه جلوش نگاه کرد درش زو باز کر و شزوع کرد به خوندن مشخصات
حسود کوچولوی جذابم
نام شخصیت_بک آجین
سن در سریال_۱۶
شخصیت اصلی زن
ژانر:عاشقانه_کمدی_حسودی
+وای بدبخت شدم(آروم جوری که فقط آیلا بشنوه)
♡چیشد دختر قبول میکنی
+نمیدونم باید فکر کنم
♡قبول کن جونگ کوک که کره نیست رفته فرانسه حالا هالا ها هم قرار نیست برگرده نمیفهمه
+اسکل خب سریال رو میبینه
♡حالا هرچی دیگه من نمیدونم هرکاری میخوای یکن ولی بنظرم سریال قشنگی باشه
رئیس بقیه توضیحات رو داد و رفت
ویو لنا
نمیدونم باید سریال رو قبول کنم یا نه هروقت بحث سریال عاشقانه میشه یاد تهدید های جونگ کوک میفتم ولی آیلا هم راست میگه به نطر خودمم سریال قشنیگه میدونی چیه(نه نمیدونم) میرم این سریال رو بازی میکنم حا جونگ کوک هرکاری میخواد بکنه(به فاک میری خواهرم) درخاست رو قبول میکنم
روز بعد لنا رفت تا بگه که درخاست زو قبول میکنه آیلا لنا رو دید و گفت:
♡چطوری گاوه میخوای چیکار کنی سریال زو هستی
+خوبم خره آره هستم حالا جونگ کوک هرکاری میخواد بکنه
♡پس قراره به فاک بری(هم نظریم) ولی خوب شد قبول کردی
فلش بک چند روز بعد
فیلم برداری شروع شده بود لنا همراه با یکی از بازیگر های مرد توی پارک درحالی فیلم برداری بودن اون قسمت صحنه کیس بود لنا با استرس اون صحنه رو انجام داد که متوجه یه ماشید شد که وقتی نزدیک پارک شد سرعتش زو کم کرد فیلم برداری اون قسمت تموم شد لنا وقتی به پلاک ماشین دقت کرد فهمید ماشین جونگ کوکه
+وای نه نه نه یدبخت شدم
آیلا که اونجا بود تا صحنه رو دید گفت:
♡چیشده حالت خوبه
+بدبخت شدم آیلا جونگ کوک برگشته
♡حتما توهم ژدی جونگ کوک الان باید پاریس باشه
+خودم دیدم ماشین خودش بود بدبخت شدم(ریدی عزیزم)
+من میرم خونه تا مطمئن شم فعلا خداحافظ
لنا با همه خداحافظی کرد و سوار ماشینش شد و رفت خونه
ادامه دارد.... ❤🍓🎀🌒
- ۸۴
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط