{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود به‌جا آوردمش،

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود به‌جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقه‌ای.
دوست داشتنت عشق که نبود، آیین بود بدان مشرّف شدم بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی.
دوست داشتنت نماز که نبود امّا گزاردمش، شبانه‌روزی هزار رکعت به‌ وقت صبح و ظهر و شام.
دوست داشتنت زکات که نداشت امّا پرداختمش به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفَس.
دوست داشتنت دینی بود که مخفیانه به آن ایمان آوردم. دینی که جز تنهایی ثوابی نداشت.
دیدگاه ها (۴)

برای "زخم" دلم "مرهم" تو هستی"صفای" بارش "نم نم" تو هستی تما...

دلم برای تو تنگ استو این را نمی‌توانم بگویمنمی‌توانم بگویممث...

میخوام بهت بگم:وقتی هستی همه چیز فرق داره..همه چیز قشنگ تره....

چشـم تو مسـت گناهـم مـی کــنــدسرمـــه‌‌ی مکرشسیاهـــــم مــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط