{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رز کیم تهیونگ

رز کیم تهیونگ
پارت۴

ویو کوک

سوار ماشین شدیم ، توی داشتم از دوران راهنمایی و دبیرستانم به ته میگفتم ...
اونم به دقت و ذوق داشت گوش میداد ،

+یه دوستی توی راهنمایی داشتم ، البته بهترین دوستم بود ولی فقط توی راهنمایی بعد اون خونشون رو از اینجا بردن و من تنها شدم ....


٫اخی اشکال نداره حالا این دوستت کیه؟

+اسمش جیمینه، (گوشیمو در آوردم و عکس دوتاییمون رو بهش نشون دادم )

٫شبیه جوجس

+(خنده ریز)آره


بعد چند دقیقه رسیدیم جلوی یه رستوران خیلی شیک و زیبا....
من که محو معماری های رستوران شده بودم با حرف ته به هوش اومدم.....

٫نمیخوای بری به غذاهاش هم زل بزنی ؟

+ههههه باشه بریم(این ههههه خندس😂)


وارد رستوران که شدیم خیلی خوشگل بود سقف رستوران بلند بود خدمت کار ها و گارسون ها خیلی مرتب و منظم بودن ....
گل های رز کنار دیوار ها بود چند تا اینه گرد بزرگ و کوچیک هم به دیوار چسبونده بودن ....
همراه تهیونگ بودم که دستمو گرفت و با خودش به سمت میز رزرو کشوند....

٫میز دونفره به اسم کیم تهیونگ

خدمت کار: بله ، لطفا دنبال من بیاین.

منو ته دنبال اون خانمه راه افتادیم ....
طبقه دوم بود میزمون رفتیم و نشستیم ... خدمت کار رفت ،


٫چی دوست داری بخوری کوک؟


+بزار ببینم ....... استیک و پیتزا با کیمباب چطوره؟


٫هممم آره ، عجب چیزایی انتخاب کردی بچه


+خوب من همه چیو قاتی پاتی میخورم ولی خوب میشه مطمئن باش (یه دستمو گذاشتم روی سینم و سرمو تکون دادم)


همون لحظه گارسون اومد و سفارش ها رو گرفت ...

میزی که ما رزرو کرده بودیم میز کاپل هایی بود که تازه باهم آشنا شدن ،
یکم به دورو به ورم نگاه کردم متوجه نشدم که تهیونگ داره با عشق بهم نگاه می‌کنه ....


+چیه چرا بهم زل شدی ته؟


٫دارم به زیبایی امگای خوشگلم می‌نگرم..


+مواظب باش چشمات آسیب نبین .


هر دومون خندیم ، گرم صحبت با تهیونگ بودم که گارسون غذا ها رو آورد ....
تهیونگ که میخواست یک تیکه از پیتزا رو برداره ...
روی دستش زدم و گفتم

+بزار اول عکس بگیرم..


٫واییی باشه ولی زود باش دارم از گشنگی میمیرمم


+باشه .....بزار ..... آها تموم شد شروع کن شیکمو


داشتیم پیتزا رو میخوریم خیلی خوشمزه بود همانطور که داشتم پیتزا رو مزه مزه میکردم ....


٫کوک!


+هممم بله ؟


٫من نینی می‌خوام



همین که جملش تموم شد بهش خیره شدم انگار خشکم زده بود نمی تونستم تکون بخورم ....


+الان .... تو .... جدی گفتی ته!(با چشمای از حدقه بیرون زده)


٫میدونم زوده ولی من عاشق نینی هستم و بگم می‌خوام که یه بچه داشته باشم که نسخه دوم امگام باشه

یکم توی فکر فرو رفتم ولی نمی‌دونم یکم برام جدید و هیجان انگیز بود ،


٫خب ببخشید نمی‌خواستم اول کاری به استرس بیوفتی حالا بعدا در موردش حرف میزنیم درسته؟


+آها باشه اوکی


به حال خودم برگشتم و جوری رفتارمون تغییر کرد که انگار هیچکس درمود اون حرف نزده بود ......
........
غذا مون رو خوردیم و راه افتادیم .... توی راه هیچکس حرف نمی‌زد یه دفعه دست ته رو روی ران پام احساس کردم .... یکم فشارش داد و نازش کرد ...
برگشتم و توی چشماش زل زدم ولی زود نگاهشو ازم گرفت و به جاده نگاه کرد ...

بعد چند دقیقه جلوی یه مغازه ایستاد رفت داخل و دوتا هات چاکلت خرید

بعد چند دقیقه رفتیم به یه جایی که میشد همه جای شهر رو دید یه صندلی دونفره خیلی خوب هم اونجا بود .... می‌تونستیم بریم بشینیم و منظره رو ببینیم
از ماشین که پیاده شدیم رفتیم و همانجا نشستیم .‌.

چند دقیقه اول هیچکدوم حرفی نزدیم فقط نفس های گرمون شنیده میشد ....
بعد که میخواستم برگردم و به تهیونگ چیزی بگم .....



ادامه دارد.........



الان ذهنتون کلی جاها می‌ره تا پارت بعدی 🤣🤣🤣
اشکال ندارع پارت بعدی فرداس



لایک و فالو یادتون نره
شرط
لایک ۱۰
کامنت۵
شرط رو برسونین هااااا
دیدگاه ها (۰)

رز کیم تهیونگ پارت ۳ویو راوی صبح تهیونگ زود تر از جونگکوک پا...

رز کیم تهیونگ پارت ۳ ویو ته در رو بلافاصله باز کردم و کوک رو...

عشق ممنوعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط