{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید با من حرف میزدی

باید با من حرف می‌زدی
من محتاجِ یک جمله بودم
جمله‌ای از تو
که مرا از آغوشِ زنجیرهای نَنوشتن،
برَهاند...
باید با من حرف می‌زدی
تا چیزی می‌نوشتم
کلیدِ ادامه‌ی زندگی،
در حنجره‌ی تو بود
در صدای تو
تویی که در من،
من را گُم کرده بودی...🌻💞🌻

ائله یامان سنسیزلمیشم

#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
دیدگاه ها (۰)

قطره ای در دل یک تنگم و دل تنگ توام عاقبت میکشدم ، حسرت دریا...

کجـا می‌روی حـالا؟!بیـا، هنـوز تا کشفــ نـشانی آن کوچـهحرفــ...

همیشه خدا ته کیفش وجیباش شکلات یا قرص نعنا یا ترشک داشت ازکو...

توبخند توبخندی دنیابرام میخنده...#طنزانه#عاشقانه#خاصترینم◦•●...

چطور یادت رفت؟... آن سناریو هایمان را... چطور توانستی مرا بج...

خون آشام بودن هم سختی های خودشو داره ....(P1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط