{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود
پارت اول
سلام من ات هستم ۲۲ سالمه خدمتکار هستم.
سلام من جونگ کوک هستم . مافیا هستم سر و خشن



ساعت ۶ صبح چون خدمتکار بودم باید سریع پاشم. لباس های خدمتکاری مو پوشیدم
و رفتم بیرون به جز منو آجوما کسی دیگه نبود .آجوماسلام صبح بخیر گفتم
علامت آجوما(€)
€سلام دخترم صبح بخیر
ات؛صبح بخیر آجوما
پرش زمانی به ساعت ۸
داشتم ظرف ها رو کمک آجوما میشستم کا آجوما گفت
€دخترم برو ارباب رو بیدار کن که به جلسه مافیا ها برسه
ات. چشم
وارد اتاق ارباب شدم آروم درو بستم خیلی آهسته به شونه ارباب زدم
و گفتم ارباب پاشید صبح شده
جونگ کوک چی ؟ خوابالو.
ات. ارباب لطفا پاشد.
جونگ کوک نگاهی به ساعت کرد گفت مگه
نگفتم بیدارم نکن آشغال با داد
از رفتار جونگ کوک یک کوچولو ترسیدم ولی با خونسردی گفتم
ات. ارباب خودتون گفتید ساعت ۸نیم..
بیدارتون کنم........


بچه ها واقعا بخاطر فحش به جونگ کوک و توهین بهش معذرت میخوام.
حلالم کنید .
دیدگاه ها (۰)

آهان باشه پس برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنمات. چشمرفتم تو آ...

لباس جونگ کوک

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بودشخصیت ها؛ جونگ کوک ات ( یعنی شم...

سلام!سلام! من ثنا هست خوشبختم من از فیک های جونگ کوک میزارمب...

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود ( پارت پنج)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط