ویو کوک
ویو کوک
از خواب بیدار شدم بدون سر و صدا رفتم بیرون
جیمین: تو اتاق یونا چیکار میکردی
جونکوک: پیش دوس دخترم بودم حیف ازم بزرگ تری وگرنه داشتم برات
جیمین: میخواستی چیکار کنی
جونکوک: بهت جواب پس نمی دادم
ات: یونا کجاست
جونکوک: خوابه
ات: از کجا میدونی
جیمین: جونکوک با یون دوست دختر دوست پسرن
ات: میزاشتی برسی
جونکوک: چیه خب
یونا: چرا دارید دعوا میکنید «خواب الود»
ات: بیدار شدی
یونا: گشنمه
ات: بیاید سر میز یونا بیا کمکم کن تا میز رو بچینم
یونا: ببااااشهههه
جونکوک: ار
زش کار نکشی ها
ات: از خواهر خودم کار بکشم، عمرا
جینا: اااجوووما
اجوما: چی شده
جینا: میای رو تختیم رو عوض کنی، ات
ات: جونم
جینا: بیا
ات رفت تو اتاق جینا که با خون مواجه شد
ات: پریود شدی؟؟؟؟
جینا: اوهوم«بغض»
ات: گریه نکن خوشگل خانم
جینا: الان چی کار کنم
جیمین: عیبی نیست پد گذاشتی
جینا: داداشی
جیمین: بیا بغل داداش ببینم
جینا رفت بغل جیمین
اجوما: الان عوض میکنم گریه نداره که
از خواب بیدار شدم بدون سر و صدا رفتم بیرون
جیمین: تو اتاق یونا چیکار میکردی
جونکوک: پیش دوس دخترم بودم حیف ازم بزرگ تری وگرنه داشتم برات
جیمین: میخواستی چیکار کنی
جونکوک: بهت جواب پس نمی دادم
ات: یونا کجاست
جونکوک: خوابه
ات: از کجا میدونی
جیمین: جونکوک با یون دوست دختر دوست پسرن
ات: میزاشتی برسی
جونکوک: چیه خب
یونا: چرا دارید دعوا میکنید «خواب الود»
ات: بیدار شدی
یونا: گشنمه
ات: بیاید سر میز یونا بیا کمکم کن تا میز رو بچینم
یونا: ببااااشهههه
جونکوک: ار
زش کار نکشی ها
ات: از خواهر خودم کار بکشم، عمرا
جینا: اااجوووما
اجوما: چی شده
جینا: میای رو تختیم رو عوض کنی، ات
ات: جونم
جینا: بیا
ات رفت تو اتاق جینا که با خون مواجه شد
ات: پریود شدی؟؟؟؟
جینا: اوهوم«بغض»
ات: گریه نکن خوشگل خانم
جینا: الان چی کار کنم
جیمین: عیبی نیست پد گذاشتی
جینا: داداشی
جیمین: بیا بغل داداش ببینم
جینا رفت بغل جیمین
اجوما: الان عوض میکنم گریه نداره که
- ۱۷.۳k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط