جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت
جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت:
من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم و ارزومه یه روز،یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه چی دروغه،و چه روزایی که از
درون ذره ذره نابود شدم
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم.
اما بار غم، همچنان بر جانم سنگینی میکند
من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم و ارزومه یه روز،یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه چی دروغه،و چه روزایی که از
درون ذره ذره نابود شدم
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم.
اما بار غم، همچنان بر جانم سنگینی میکند
- ۶۸۶
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط