{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند
در سایه های شب تو را تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند
احساس پاکت را همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند
هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند
در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند
زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد
مبنای این ویرانی ات کردند و رفتند.
دیدگاه ها (۱)

از همان زمانی که مرا "گلم" صدا کرد... فهمیدم چقدر "عمرم" برا...

رهایم کردی چرا که ...برهنگی ات را نجویدم...بوسه هایت را ندری...

اعترافــــ میکنم که هرگز به بودنت در کنار دیگری حســــادت نک...

اومرابه هیچ داد..... من ساده هنوزبرسرآنم که تارمویش را به عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط