{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ای دارم!

قصه ای دارم!
غصه ام در دل آن جامانده
گاه گاهی دل من میگیرد
بیشتر هنگام غروب
در همان وقت خدا نیز پر از تنهایست
جز خدا نیز کسی تنها نیست
وخدایی که در این نزدیکیست
در همین لحظه به هنگام طلوع
که اذان سردادند
من وضو خواهم ساخت...
اشک چشمانم را
تابه سر منزل زیبای حقیقت برسم
دیدگاه ها (۱)

بـــــه تنـــــهایی عـــــادت کـــــرده ام...!!! امـــــا گا...

چه دعايی كنمت بهتر از اين:خنده ات از ته دل، گريه ات ازسرشوق،...

مواظب باشیم چه کسی رو واسه دوستی انتخاب میکنیم...دنیا و آخرت...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

قصه ای دارم!غصه ام در دل آن جاماندهگاه گاهی دل من میگیردبیشت...

قصه ای دارم!غصه ام در دل آن جاماندهگاه گاهی دل من میگیرد بیش...

قصه ای دارم!غصه ام در دل آن جاماندهگاه گاهی دل من میگیردبیشت...

قصه ای دارم!غصه ام در دل آن جاماندهگاه گاهی دل من میگیردبیشت...

قصه ای دارم!غصه ام در دل آن جاماندهگاه گاهی دل من میگیرد بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط