تو را قلم میزنم

تو را قلم میزنم
چشمانت را شراب میکشم
دستانت را معجزه
مویت را آبشار
لبانت را نفس
سرزمین تنت را، به نیت نامم، بهشت میکشم
فقط نمیدانم!!
دلتنگی‌ات را چگونه بکشم
شاید رنگ پاییز کشیدم
همانقدر گستاخ، همانقد ابری، همانقدر زرد....






دیدگاه ها (۲)

تومرا بخاطر نوشته هایم می خواستیاما من...!تو را بخاطر چشم ه...

باید خیلی دلباخته باشی،تا بتوانی آغوشی را تصور کنیکه هرگز لم...

خودت را دوست داشته باش...اگر می‌خواهی اعتماد و عزت نفس داشته...

این روزا به ی منطقه ی امن نیاز دارم مثل دستاتمثل نگاهت وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط