باچشمهای بسته،چشمان من کجا رفت ؟
باچشمهای بسته،چشمان من کجا رفت ؟
همچون پلی شکسته، همراه آبها رفت!
از نیمه ی نگاهت،تقدیرکن که امشب
ایمانِ تکه تکه، یکباره بر فنا رفت
دراین سفر دلِ خام، پخته نشد چراکه
احساس من جداو احساس تو جدا رفت
آنقدر زد سپیده، وقت نماز طی شد
حتی زمان خواندن، با نیّتِ قضا رفت
هرچند خاطراتت، آمد ُپر از هیاهو
اما تمام آنها، آرام و بی صدا رفت
یک خستگی پس ازعشق،مانده به جاِن قلبم
عشقی که قلبم آن را، تا خط انتها رفت
یک داستان زاحساس،پروانه اَت شروع کرد
افسوس حسِ او در، پایانِ ماجرا رفت
همچون پلی شکسته، همراه آبها رفت!
از نیمه ی نگاهت،تقدیرکن که امشب
ایمانِ تکه تکه، یکباره بر فنا رفت
دراین سفر دلِ خام، پخته نشد چراکه
احساس من جداو احساس تو جدا رفت
آنقدر زد سپیده، وقت نماز طی شد
حتی زمان خواندن، با نیّتِ قضا رفت
هرچند خاطراتت، آمد ُپر از هیاهو
اما تمام آنها، آرام و بی صدا رفت
یک خستگی پس ازعشق،مانده به جاِن قلبم
عشقی که قلبم آن را، تا خط انتها رفت
یک داستان زاحساس،پروانه اَت شروع کرد
افسوس حسِ او در، پایانِ ماجرا رفت
- ۳۵۹
- ۲۱ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط