{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه مي دانم نمي آيي ولي هر دم ز شوق

گرچه مي دانم نمي آيي ولي هر دم ز شوق
سوي در مي آيم و هر سو نگاهي مي كنم

💙❤️💙❤️💙❤️💙❤️

آن را که تو از سفر بیایی
حاجت نبود به ارمغانی
گر ز آمدنت خبر بیارند
من جان بدهم به مژدگانی
دفع غم دل نمی‌توان کرد
الا به امید شادمانی
گر صورت خویشتن ببینی
حیران وجود خود بمانی
گر صلح کنی لطیف باشد
در وقت بهار و مهربانی
سعدی خط سبز دوست دارد
پیرامن خد ارغوانی
این پیر نگر که همچنانش
از یاد نمی‌رود جوانی
شعر از ؛ #سعدي
دیدگاه ها (۴)

گر ز آمدنت خبر بیارند من جان بدهَم به مژدگانی...#سعدی

گر ز آمدنت خبر بیارندمن جان بدهم ‌بھ مژدگانی...#سعدی

گــر ز آمـدنـت خـبــر بیـارنـدمـن جـان بـدهـم بـه مـژدگانـی ...

گر ز آمدنت خبر بیارند من جان بدهَم به مژدگانی... #سعدی #هنر_...

گر زِ آمدنت خبر بیارند ،من جان بدهم به مژدگانی‌ ... حضرت سعد...

عاشقانه بگو ماشاالله ناز راه رفتنت

کَمی حالِ خوب ۲

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از درد دل خود به فغانم چه کنم؟وز زندگ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿او از هر نظر نابود شده بود ، اما انسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط