{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود یکی از میان شما

قرار بود یکی از میان شما
برای کودکانِ بی خوابِ این خیابان
فانوسِ روشنی از رویای نان و ترانه بیاورد.

قرار بود یکی از میانِ شما
برای آخرین کارتُن‌خوابِ این جهان
گوشه‌ی لحافی لبریز از تنفس و بوسه بیاورد.

قرار بود یکی از میانِ شما
بالای گنبدِ خضرا برود،
برود برای ستارگانِ این شبِ خسته دعا کند.

پس چه شد چراغِ آن همه قرار وُ
عطرِ آن همه نان وُ
خوابِ آن همه لحاف؟

من به مردم خواهم گفت
زورم به این همه تزویرِ مکرر نمی‌رسد.

حالا سال‌هاست
که شناسنامه‌های ما را موش خورده است
فرهاد مُرده است
و جمعه
نامِ مستعارِ همه‌ی هفته‌های ماست.
دیدگاه ها (۱)

#پست_جدید #دوست_دارم #دوست_داشتن #دوست_داشتنی #دوستدارم #عاش...

زنده‌یاد محمود وصفی یکی از ترانه‌خوانان خوش‌صدا، بااستعداد و...

معرفی فیک جدیداسم فیک:《 White Lotus 》《 نیلوفر سفید 》کیم سوآ....

داستان مردی که با دو نان خشک ثروتمند شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط