اعترافات شبانه
اعترافات شبانه
پارت ۴
تهیونگ:هعی جوجه کوچولو چرا چشماتو بستی؟نکنه میترسی ها
ا/ت:به من نگو جوجه کوچولو و اینم بدون که نمیترسم
تهیونگ:باشه پس پیشی تند تر میرم
تهیونگ اینو گفت و سرعتش رو بیشتر کرد
ا/ت:تورو خدا بس کن.اره اصلا من میترسم فقط آروم رانندگی کن
تهیونگ:نوچ اینجوری نمیشه دوتا شرت داره
ا/ت:چه شرطی فقط بگووووووو
تهیونگ:اول باید قول بدی که انجام میدی
ا/ت:تورو خدا هرکاری بگی میکنم فقط زود باش
تهیونگ:
۱_هر مدلی دلم خواست صدات کنم
۲_الان بیای بشینی روی پاهام
قبوله؟
ا/ت:چیییییی چه شرط مزخرفی
تهیونگ:پس تند تر رانندگی کنم؟
ا/ت:نههههه قبوله
تهیونگ سرعتش رو آورد پایین رو به ا/ت کرد و گفت
تهیونگ:هعی جوجه کوچولو بدو بیا رو پاهام بشین
ا/ت:نمیخوام نمیام
تهیونگ:پس خودت خواستی
بعد این حرفش سریع ا/ت رو بغل کرد و گزاشت روی پاهاش که ا/ت با کمال پررویی گفت
ا/ت:هعییی یارو چیکار میکنی(دوستان این یه فیکه وگرنه هیچ کس جرعت نداره با تهیونگ اینجوری حرف بزنه)
تهیونگ:سر قولت نموندی باید تاوان پس بدی
همین جور که داشت این هارو میگفت نزدیک ا/ت میشد جوری که ا/ت تونست گرمی نفسشک حس کنه بعد تهیونگ آروم ل*ب*ش رو گزاشت رو ل*ب ها ا/ت و شروع به م*ک*ی*د*ن کرد اما ا/ت تو شوک بود و همکاری نمیکرد
تهیونگ:.......
حمایت کنید و کامنت بزارین و نظرتون رو بگید تا ببینم ادامه بدم یا نه 🫸💜🫷🦢🪿
پارت ۴
تهیونگ:هعی جوجه کوچولو چرا چشماتو بستی؟نکنه میترسی ها
ا/ت:به من نگو جوجه کوچولو و اینم بدون که نمیترسم
تهیونگ:باشه پس پیشی تند تر میرم
تهیونگ اینو گفت و سرعتش رو بیشتر کرد
ا/ت:تورو خدا بس کن.اره اصلا من میترسم فقط آروم رانندگی کن
تهیونگ:نوچ اینجوری نمیشه دوتا شرت داره
ا/ت:چه شرطی فقط بگووووووو
تهیونگ:اول باید قول بدی که انجام میدی
ا/ت:تورو خدا هرکاری بگی میکنم فقط زود باش
تهیونگ:
۱_هر مدلی دلم خواست صدات کنم
۲_الان بیای بشینی روی پاهام
قبوله؟
ا/ت:چیییییی چه شرط مزخرفی
تهیونگ:پس تند تر رانندگی کنم؟
ا/ت:نههههه قبوله
تهیونگ سرعتش رو آورد پایین رو به ا/ت کرد و گفت
تهیونگ:هعی جوجه کوچولو بدو بیا رو پاهام بشین
ا/ت:نمیخوام نمیام
تهیونگ:پس خودت خواستی
بعد این حرفش سریع ا/ت رو بغل کرد و گزاشت روی پاهاش که ا/ت با کمال پررویی گفت
ا/ت:هعییی یارو چیکار میکنی(دوستان این یه فیکه وگرنه هیچ کس جرعت نداره با تهیونگ اینجوری حرف بزنه)
تهیونگ:سر قولت نموندی باید تاوان پس بدی
همین جور که داشت این هارو میگفت نزدیک ا/ت میشد جوری که ا/ت تونست گرمی نفسشک حس کنه بعد تهیونگ آروم ل*ب*ش رو گزاشت رو ل*ب ها ا/ت و شروع به م*ک*ی*د*ن کرد اما ا/ت تو شوک بود و همکاری نمیکرد
تهیونگ:.......
حمایت کنید و کامنت بزارین و نظرتون رو بگید تا ببینم ادامه بدم یا نه 🫸💜🫷🦢🪿
- ۲۷۶
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط