{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم ب

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود تازه کاره! همینجوری که سرنگوگرفته بود، لرزون لرزون اومد سمتم و گفت: “بسم الله الرحمن الرحیم” از ترس گفتم: “اشهدان لااله الاالله” انقدر خندید که نتونست آمپول بزنه. خداروشکریکی دیگه اومدزد...!!!
خخخخخخ
دیدگاه ها (۳)

🌸 پارت 27 — ویو آت 🌸فردا صبح...از خواب بیدار شدم، لباس پوشید...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، يه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط