ادامه اسیدپرومکس پرو🤣🔋
ادامه اسیدپرومکس پرو🤣🔋
poppy play time scenario 🧸🎭
ا.ت عزیز و شینا بزرگوار رفتن خرید و ساعت دیگه شده بود دوازده ظهر🤣 ، ا.ت خسته و کوفته که انگار خدا ی مشت زده به کمرش و شینا که داره مثل فنر کامیون میپره هوا و شیطان هم لف داده رفته اونور دنیا🤣🔋 .
ا.ت : پدرسوخته چقدر انرژی داره اخهههه؟!؟!
شینا هیجانی : داداش سه شب نشستم شیش تا بطری انرژی زا خوردم 🤣🔋🔪👍
ا.ت : یا بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله من الشیطان رجیم
شینا دست ا.ت و گرفت و دوید و یهو خورد به یکی
شینا هنوز طرف رو ندیده : مادرسوخته جلوت رو ببین
؟؟؟ : خاک تو سرت ی نگاه لهم مینداختی بد نبودا !!!!
شینا تا سرش رو بلند کرد : عهههههه آرام ای نردبون 😂😂
آرام : ای اسکلللل🤣🔪
ا.ت : عوا ارام؟! تو چرا الان بیرونی؟! بل تو رو نمیکشه؟! خودت که میدونی اون چقدر سر این موضوع حساسه
آرام خنده : نه بابا پیچوندمش 🤣 بهش گفتم امروز خسته ام حال ندارم
ا.ت : تو همیشه ی کلک های محشری میزنی
آرام : ما همینیم دیگه🤣😎🤙
* ا.ت خندید *
شینا دست ا.ت و آرام رو گرفت : خیله خب پیش به سوی بانتتننننننننننن
ا.ت : لتس گوووووو🤣🤙😎
آرام : بریممممممممممم
* بعد از یک ساعت بلخره رسیدن *
ا.ت و شینا با لگد و همزمان : سلاااااااممممممممممم به اسکلل های عزیززززززززززز🤣🎭
ریندو و ران : بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله من الشیطان رجیم
سانزو : به به مامی من تشریف آوردن ❤😏
ا.ت سرخ شد ولی گفت : معلومه که اومدمممممم
کوکو : به به شینا خانم میبینم که پول های من و بگا دادیییییییییییییییی🥺😂
شینا : خیلی هم خوب کردم خداروشکر کن خودت رو بگا ندادم خر پول 😂
کوکو " بسم الله گوه خوردم
* آرام اومد داخل و کنار ا.ت بود *
ران : بسم الله این نردبون کیه؟! دوست پسر داشتی ا.ت؟!
* سانزو داشت کاتانا تیز میکرد که آرام رو به اون دنیا ببره🤣🔪 *
ا.ت : نه ایشون...
آرام یهو گفت : یک نردبون خودتی بادمجون دوم من دوست پسر یا دوست دختر نمیگیرم چون دردسر داره سوم دخترم بی ناموس احمق
* ران ساکت شد و مخش گوزید *
* سانزد پشماش ریخته و خوشحال شد که ا.ت بهش خیانت نکرده *
* ریندو که کنار ران بود گرخید *
ران : ناموسن خیلی مثل پسر هایی
آرام : یک تو رو نمیشناسم دو با من زر نزن
ریندو : صحیح خیلی منطقیه
ارام : 😑👍
تا پارت بعد بای
poppy play time scenario 🧸🎭
ا.ت عزیز و شینا بزرگوار رفتن خرید و ساعت دیگه شده بود دوازده ظهر🤣 ، ا.ت خسته و کوفته که انگار خدا ی مشت زده به کمرش و شینا که داره مثل فنر کامیون میپره هوا و شیطان هم لف داده رفته اونور دنیا🤣🔋 .
ا.ت : پدرسوخته چقدر انرژی داره اخهههه؟!؟!
شینا هیجانی : داداش سه شب نشستم شیش تا بطری انرژی زا خوردم 🤣🔋🔪👍
ا.ت : یا بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله من الشیطان رجیم
شینا دست ا.ت و گرفت و دوید و یهو خورد به یکی
شینا هنوز طرف رو ندیده : مادرسوخته جلوت رو ببین
؟؟؟ : خاک تو سرت ی نگاه لهم مینداختی بد نبودا !!!!
شینا تا سرش رو بلند کرد : عهههههه آرام ای نردبون 😂😂
آرام : ای اسکلللل🤣🔪
ا.ت : عوا ارام؟! تو چرا الان بیرونی؟! بل تو رو نمیکشه؟! خودت که میدونی اون چقدر سر این موضوع حساسه
آرام خنده : نه بابا پیچوندمش 🤣 بهش گفتم امروز خسته ام حال ندارم
ا.ت : تو همیشه ی کلک های محشری میزنی
آرام : ما همینیم دیگه🤣😎🤙
* ا.ت خندید *
شینا دست ا.ت و آرام رو گرفت : خیله خب پیش به سوی بانتتننننننننننن
ا.ت : لتس گوووووو🤣🤙😎
آرام : بریممممممممممم
* بعد از یک ساعت بلخره رسیدن *
ا.ت و شینا با لگد و همزمان : سلاااااااممممممممممم به اسکلل های عزیززززززززززز🤣🎭
ریندو و ران : بسم الله الرحمن الرحیم اعوذبالله من الشیطان رجیم
سانزو : به به مامی من تشریف آوردن ❤😏
ا.ت سرخ شد ولی گفت : معلومه که اومدمممممم
کوکو : به به شینا خانم میبینم که پول های من و بگا دادیییییییییییییییی🥺😂
شینا : خیلی هم خوب کردم خداروشکر کن خودت رو بگا ندادم خر پول 😂
کوکو " بسم الله گوه خوردم
* آرام اومد داخل و کنار ا.ت بود *
ران : بسم الله این نردبون کیه؟! دوست پسر داشتی ا.ت؟!
* سانزو داشت کاتانا تیز میکرد که آرام رو به اون دنیا ببره🤣🔪 *
ا.ت : نه ایشون...
آرام یهو گفت : یک نردبون خودتی بادمجون دوم من دوست پسر یا دوست دختر نمیگیرم چون دردسر داره سوم دخترم بی ناموس احمق
* ران ساکت شد و مخش گوزید *
* سانزد پشماش ریخته و خوشحال شد که ا.ت بهش خیانت نکرده *
* ریندو که کنار ران بود گرخید *
ران : ناموسن خیلی مثل پسر هایی
آرام : یک تو رو نمیشناسم دو با من زر نزن
ریندو : صحیح خیلی منطقیه
ارام : 😑👍
تا پارت بعد بای
- ۲۳۰
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط