پارت ۳
پارت ۳
بچت داره خون می چکه ولی تو برات مهم نبود
یون : تهیونگ تهیونگ خوبی
تهیونگ: م م من خوبم برو به دخترت برس
یون: توهم بچه ی منی
تهیونگ : من ده ساله بچهی تو نیستم
تهیونگ: ده سال پیش بخاطر این که مانع نشدم که چاقو بهم بخوره و به دست یونا خورد تو منو از خونه انداختی بیرون و بهم گفتی بچه ای به اسم من نداری منم ده ساله تو گوشم فرو کردم که بچه ی تو نیستم حالا می خوام برم خونه ی خودم
یون : توکه خونه نداری
تهیونگ : پارسال خریدم
تهیونگ: من نه پدری به اسم تو داشتم و نه مادری به اسم اون داشتم و نه خواهری داشتم تمام خانواده ی من نابود شده ده سال پیش ولی
یون : ولی چی
تهیونگ : من به خونه ی خودم نمی رسم
یون: چر.......
تهیونگ: هیس بزار زندگی کیم تهیونگ همین جا تموم بشه
یون : تهیونگ تو نمیخوابی
تهیونگ : بالاخره روزی که منتظرش بودم روزی که خواب ابدی اتفاق میافته
تهیونگ : برای اخرین خواسته ی من از تو
یون : چی می خوای تهیونگ
تهیونگ:تفنگی که تو کشومه پلاستیکی هست برام بیارش
یون : نخواب تا برم بیارم
یون : بیا تفنگ
تهیونگ : پلاستیکی نبود یه گلوله هم داره
تهیونگ : شب بخیر
یون : تهیونگ
دکتر : آقا فاصله بگیرید
یون : تهیونگ تهیونگ تهیونگ بیدارشو
یونا : من دا دا شمو می خوام
تهیونگ: م م من منتظر این ر ر روز ب بودم ازم نگیرین این روز رو
شرط برای پارت بعد
کامنت ۱۵۰
لایک ۶۰
بازنشر ۱۵
خوب بود
بوس بهتون🥰😘
بچت داره خون می چکه ولی تو برات مهم نبود
یون : تهیونگ تهیونگ خوبی
تهیونگ: م م من خوبم برو به دخترت برس
یون: توهم بچه ی منی
تهیونگ : من ده ساله بچهی تو نیستم
تهیونگ: ده سال پیش بخاطر این که مانع نشدم که چاقو بهم بخوره و به دست یونا خورد تو منو از خونه انداختی بیرون و بهم گفتی بچه ای به اسم من نداری منم ده ساله تو گوشم فرو کردم که بچه ی تو نیستم حالا می خوام برم خونه ی خودم
یون : توکه خونه نداری
تهیونگ : پارسال خریدم
تهیونگ: من نه پدری به اسم تو داشتم و نه مادری به اسم اون داشتم و نه خواهری داشتم تمام خانواده ی من نابود شده ده سال پیش ولی
یون : ولی چی
تهیونگ : من به خونه ی خودم نمی رسم
یون: چر.......
تهیونگ: هیس بزار زندگی کیم تهیونگ همین جا تموم بشه
یون : تهیونگ تو نمیخوابی
تهیونگ : بالاخره روزی که منتظرش بودم روزی که خواب ابدی اتفاق میافته
تهیونگ : برای اخرین خواسته ی من از تو
یون : چی می خوای تهیونگ
تهیونگ:تفنگی که تو کشومه پلاستیکی هست برام بیارش
یون : نخواب تا برم بیارم
یون : بیا تفنگ
تهیونگ : پلاستیکی نبود یه گلوله هم داره
تهیونگ : شب بخیر
یون : تهیونگ
دکتر : آقا فاصله بگیرید
یون : تهیونگ تهیونگ تهیونگ بیدارشو
یونا : من دا دا شمو می خوام
تهیونگ: م م من منتظر این ر ر روز ب بودم ازم نگیرین این روز رو
شرط برای پارت بعد
کامنت ۱۵۰
لایک ۶۰
بازنشر ۱۵
خوب بود
بوس بهتون🥰😘
- ۱.۳k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط