{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت آن پنجره ی رو به افق،پشت دروازه ی تردید و خیال،من در

پشت آن پنجره ی رو به افق،پشت دروازه ی تردید و خیال،من در اندیشه‌ی آنم که تورا،وقت دلتنگی خود دارم وبس
دیدگاه ها (۱)

آب نریختم که برگردیآب ریختم تا پاک شودهرچه ردپای توست...از ز...

کاش...با من بمان....آنها که رفتنشان را طاقت آوردم؛تو نبودند!...

هیچ بارانی رد پای خوبان را از کوچه های خاطرات نخواهد شست

چقدر جالب!! لحظه های داغونی فقط ی نفر میتونه آرومت کنه اونم ...

از پنجره‌ى رو به خيابان اتاقتآنقدر كه من خاطره دارم تو ندارى...

امروز تمام گنجشک ها را به شوق

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

#نفوذ_خاموش سقوط از کجا آغاز می‌شود؟شهر باستانی و نفوذناپذیر...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

نام اثر: مانیفستِ قدرتخواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMIT[متن تران...

نام اثر: مانیفستِ قدرتخواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMIT[متن تران...

✅نفوذ خاموش سقوط از کجا آغاز می‌شود؟✔️شهر باستانی و نفوذناپذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط