{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۱. دوستِ غریبه ی زیبا قلم...

۱. دوستِ غریبه ی زیبا قلم...
پیامت را چند بار، با نه با چشم بلکه با قلبم خواندم!
حقیقتاً بعضی زخم‌ها آنقدر کهنه شدند که دیگر درد نمی‌کنند فقط تبدیل به واژه می شوند و بی‌اختیار خودشان را میان صفحات روانه می‌کنند..
ممنونم که از آن سوی پلِ فاصله ایستادی و برای کلماتم شنونده شدی در روزگاری که خیلی‌ها فقط می‌خوانند، تو تلاش کردی بفهمی و لمس کنی... این کمیاب‌تر از چیزی هست که فکر می‌کنی!
نمی‌دانم روزی مرا در میان خاطرات آبی‌رنگت پیدا خواهی کرد یا نه، اما اگر پیدا کردی، بیا لحظه‌ای از فاصله‌ها دست بکشیم و یکدیگر را در آغوش بگیریم :)
با مهر،
یک نویسنده، در سوی دیگرِ همان پل.

۲. دونسنگ عزیزم... حقیقتاً، خستم، میترسم...

۳.ریاضی فیزیک(پارم) ،
نمیدونم.. به اندازه کافی طرفدار نداره اینجا..))
دیدگاه ها (۲)

۱. کاملاً درک می‌کنم؛ برای این احساس احترام و ارزش زیادی قائ...

کلی خوشحال شدم باهاتون حرف زدمبازم پیام بدینااا!🙂‍↕️🫴🏻💋#یونگ...

۱‌. تو منی یا من توعم؟🫣۲. *بوس💋 *فرارررر۳. پیرم... رادیکال 3...

تشریف بیارید ناشناس حرف بزنیم:)https://abzarek.ir/service-p/...

سفیر کبیر Grand Ambassador

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط