خیلی سخته با رگ بریده بنویسی:
خیلی سخته با رگ بریده بنویسی:
از لکه های خون روی کاغذ هم نترس...!
ترس نداره که خون...!
امشب هر چی زنگ زدم گوشیتو جواب ندادی...
میخواستم بگم میخواستم بگم،
یادته اون روزا که تازه آشنا شده بودیم بغلت کردم...
درگوشت گفتم من زود وابسته میشم اگه یه روزی خدای نکرده...
حرفمو قطع کردی و دست کشیدی رو ابروهام گفتی تا تهش هستم ته تهش...
بعد دو تایی با هم خندیدیم...!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کرد و رفت...
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمای اخموت بهم چشم غره رفتی گفتی:
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها...؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تو رو از دست بدم بری میزنم..
قید همچی رو میزنم...
آخ دیگه دستم توان نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهش هستم من الان ته تهم تو کجایی...؟!
از لکه های خون روی کاغذ هم نترس...!
ترس نداره که خون...!
امشب هر چی زنگ زدم گوشیتو جواب ندادی...
میخواستم بگم میخواستم بگم،
یادته اون روزا که تازه آشنا شده بودیم بغلت کردم...
درگوشت گفتم من زود وابسته میشم اگه یه روزی خدای نکرده...
حرفمو قطع کردی و دست کشیدی رو ابروهام گفتی تا تهش هستم ته تهش...
بعد دو تایی با هم خندیدیم...!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کرد و رفت...
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمای اخموت بهم چشم غره رفتی گفتی:
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها...؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تو رو از دست بدم بری میزنم..
قید همچی رو میزنم...
آخ دیگه دستم توان نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهش هستم من الان ته تهم تو کجایی...؟!
- ۱۰.۱k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط