{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرشان که از اشک بافتنی می بافت

مادرشان که از اشک بافتنی می بافت
سرگرم بازی با ذره بین هایشان بودند
پایتخت نشین هایی که در قرن بیست و یک
از حیض فلسفه می بافند ...
دیدگاه ها (۳)

کاش می شد در ورای خاطرات کودکیچرخ گردون فلکساعتی زین گردش بی...

+ تنهایی؟- منظورت از تنهایی چیه؟+ یعنی کسی توو زندگیت هست یا...

تو را به رویای امدعوت میکنمماه منبه صرف سرودنتدر سایه ترد خی...

دستانَتزیباترین بافتنیِ دنیاستدورِ گردنِ من! ...

آخرین بازمانده از نسل سلیکا ☆☆☆ادامه*فصل دوم=هر وزش باد، هر ...

Part ۷سکوت، سنگین‌تر از هر ضربه‌ای بود که تا آن لحظه بین آن‌...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط