گریه در یک شب شلمرودم گریه روی سه پایه ی حسنی
گریه در یک شب ِ «شلمرود»م، گریه روی سه پایه ی «حسنی»
عــرعـر یک الاغ خوشحـــــالی! خنده ی غـــــــاز، غــــرق آبتنی!
می کشم ناخن درازم را روی سنگی کـــه سنگ قبر من است
در سرم زنده زنده می پوسند استخوان های دوست داشتنی
می خورم روی تخت بدبویم عرق شرم و کار و کشمش را
بـــــوی عطر ِ فرانســوی دارند دختران برهنــــــه ی وطنی
شهر لبخند می زند بـــه غمم، دادگاه بدون متهمم!
وسط دستبندهای طلا گریه کردم به صورت ِ علنی!
مـــــوبلند و کثیف خوابیدم غــــرق در الکل نود درجــــــه
ترس ِ امواج مست را دارد زندگی توی خانه های شنی
چاه اسطوره ای ست تکراری! اوّل قصّه، گرگ ما را خورد
آشنایـــــی زدایــــی محض است ابتکار ِ برادران ِ تنـــی!!
زندگی، انتظار مــردن بـــود! بچّگی ِ نکرده ی من بـــــود
خواب روی کتاب جغرافی، درس در زنگ «تربیت بدنی»
■
مثل بغض ِ دریچه ای بسته... خسته روی سه پایه ای خسته...
پشت تکرارهـــــام منتظرم... کاشکــــی حـرف تــــازه ای بزنی!
استادم
عــرعـر یک الاغ خوشحـــــالی! خنده ی غـــــــاز، غــــرق آبتنی!
می کشم ناخن درازم را روی سنگی کـــه سنگ قبر من است
در سرم زنده زنده می پوسند استخوان های دوست داشتنی
می خورم روی تخت بدبویم عرق شرم و کار و کشمش را
بـــــوی عطر ِ فرانســوی دارند دختران برهنــــــه ی وطنی
شهر لبخند می زند بـــه غمم، دادگاه بدون متهمم!
وسط دستبندهای طلا گریه کردم به صورت ِ علنی!
مـــــوبلند و کثیف خوابیدم غــــرق در الکل نود درجــــــه
ترس ِ امواج مست را دارد زندگی توی خانه های شنی
چاه اسطوره ای ست تکراری! اوّل قصّه، گرگ ما را خورد
آشنایـــــی زدایــــی محض است ابتکار ِ برادران ِ تنـــی!!
زندگی، انتظار مــردن بـــود! بچّگی ِ نکرده ی من بـــــود
خواب روی کتاب جغرافی، درس در زنگ «تربیت بدنی»
■
مثل بغض ِ دریچه ای بسته... خسته روی سه پایه ای خسته...
پشت تکرارهـــــام منتظرم... کاشکــــی حـرف تــــازه ای بزنی!
استادم
- ۱.۴k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط