{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اون لحظه ای تنها شدم

من اون لحظه ای “تنها” شدم ،
که فهمیدم ، توی تموم این سالها وقتی بهت میگفتم _دوستت دارم_ ،
اون مکثی که بعد شنیدنش میکردی و من فکر میکردم دنبال یه جواب عاشقانه ای ، برای این بوده که نمیدونستی چطوری بهم بگی
که _ ولی من دوستت ندارم_ !
من اونشب که رفتی گریه نکردم ، فقط فکر کردم . به تموم حرکاتت ، حرفات ، حتی عکساتو ریز به ریز با جزئیات نگاه کردم...
توی عکسایی که من کنارت بودم ، خندیده بودی ،
شاید همینم منو به اشتباه انداخته بود.
دیشب دم در حیاط ، همسایه بغلیمون ، همون که از روز اول ازش بدت میومد سراغتو گرفت. گفتم خوبه ، سلام داره خدمتتون ... بعدش اومدم تو حیاط درو بستم تکیه دادم به در ، چشمامو بستم و نمیدونم چی شد سیل اشک رو صورتم راه افتاد... مامان پشت پنجره داشت نگاهم میکرد،
رفتم تو یه لبخند زد گفت غذات رو میزه ...
اونشب غذامو نخوردم ، فکر کردم فقط...
به تو ...
به اینکه چی میکشیدی بعد از هربار
_دوست دارم_ گفتن من!
به اینکه ، چه طعم تلخی تو دهنت بود وقتی میگفتی _منم دوست دارم_ !
.
.
.
هیچوقت باور نکردم _منم دوست دارم_ گفتناتو!
.
.
#بهارمهرگان

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۱۴۴)

زندگی با من چندان راحت نیست ! فکر کن کنار کسی باشی که نه نار...

اونروز ، وقتی سرت رو توی سینه م گرفتم و پیشونیت رو بوسیدم و ...

#امروزدوباره.دیدمش..بعد۶سال تو تاکسی روصندلی جلونشسته بودم ت...

که بخوانی و بدانی جهانم با نبودنت بی معنا شد!که در گوشت انتظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط