{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویا شاهرگ احساسم را بریده اند بند نمی آید دوست داشتند

گویا شاهرگ احساسم را بریده اند بند نمی آید دوست داشتند
دیدگاه ها (۱)

حنا کرد،تورابایدحناکرد و گذاشت برجان

زندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید ،هدیه اش د...

رفتن به سرزمین های دوروخاطراتش را مثل طعم لذیذ توت فرنگی مید...

این دست خط ووصیت نامه فرمانده جواد هست بهشت برین گوارای وجو...

💞🍃ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم با...

هزارتا رگ دارم با هزارتا دوست... یه شاهرگ دارم یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط