...موهایم را،،،باز،،،کرده ام وامیدبسته ام ب آمدن تو
...موهایم را،،،باز،،،کرده ام وامیدبسته ام ب آمدن تو
دل ِ،،،بیقرارم،،،راتاب داده ام تا آرام بگیرد
دست دلم را،،،،بند،،،،کرده ام تا پای افکارم بدنیا باز شود
لباس حریر ،،،،سپید،،،،،ب تن کرده ام تا چشمانت مرا بهتر ببیند
و هنوز میان مردم،،،،دلسنگ،،،،این شهر من برایت دلتنگ مانده ام
بدان شهر را اگر،،،،خاموشی،،،بگیرد من آبادی دلم را ب امید تو روشن نگه میدارم
و یادت باشد هر چقد،،،،تضاد،،،،، بین کلمه هابیشتر شود من بیشتر مترادف داشتن تو میشوم
دل ِ،،،بیقرارم،،،راتاب داده ام تا آرام بگیرد
دست دلم را،،،،بند،،،،کرده ام تا پای افکارم بدنیا باز شود
لباس حریر ،،،،سپید،،،،،ب تن کرده ام تا چشمانت مرا بهتر ببیند
و هنوز میان مردم،،،،دلسنگ،،،،این شهر من برایت دلتنگ مانده ام
بدان شهر را اگر،،،،خاموشی،،،بگیرد من آبادی دلم را ب امید تو روشن نگه میدارم
و یادت باشد هر چقد،،،،تضاد،،،،، بین کلمه هابیشتر شود من بیشتر مترادف داشتن تو میشوم
- ۳۸۸
- ۰۲ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط