{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابم

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابم
دائم تو نزن زخم بر این جسم کبابم

در دل به خدا غصه فراوان ز تو دارم
افزون تو نکن غصه ام و رنج و عذابم

من خانه بدوشم تو چه بیهوده بکوشی
حالا که کنی دربه در و خانه خرابم

دریای پر از موجی و تو رحم نداری
ترسم ز تو چون بر لب آبت چو حبابم

در سن جوانی شده خم قامت زارم
من پیر تو گشتم به دل فصل شبابم

هر بار که گفتم به دلت میل که داری ؟
دادی تو به اخمی همهٔ عمر جوابم

شیرم که ز عشقت همهٔ قدرتم افتاد
موشی شدم و صید به چنگال عقابم
دیدگاه ها (۱)

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

مست شعرت کن مرا تاگونه ام راترکنیتا که من راازطریق چشم ها با...

‏بر بالشی از خاطره بگذار سرت راباشد که فراموش کنی دور و برت ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط