وانشات ثانیه های اخر

وانشات ثانیه های اخر

@ExoFanFics
چشمام دارن میرن از روبرو میاد و کنارم میشینه
سرمو ناخواسته رو شونش میذارم
میگه:بکی برو رو تخت بخواب وگرنه بدخواب میشیااا!
بکی:اونجا خوابم نمیبره
چانی:بیا ببرمت بکی خودم پیشت میمونم تا خوابت ببره
(اون میدونست من خیلی از تنهایی میترسم)
بکی:بیدارشمو نباشی بیشتر میترسم
چانی:بالاخره که باید عادت کنی به تنهایی خوب باید عادت کنی
با این حرفش خواب از سرم پرید داد زدم:الان نه زوده زوده لعنتی زوده
دستامو تو دستای گرمش گرفت
چانی:هیس هیس یواش هنوز که نرفتم عزیزم دستات چرا سردن؟
گیج بودم گنگ بودم سرد بودم
چانی:لجبازی نکن دیگه
بکی:چه فرقی داره وقتی دیگه نیستی
چانی:یه روزی میام بکی
بکی:ای کاش...............
اومدم بقیشو بگم ولی گفت نمیشه
منم گفتم:نمیشه نباشی من همیشه بودنتو میخوام
اونم گفت:ایندفعه زودتر میام عزیزم
گفتم:خستم از اینهمه رفت و آمدا
همیشه باش نمیبینی چقد تلخ دارم التماست میکنم‍؟
اونم گفت:فکرمیکنی من دوس ندارم همیشه کنارت باشم فقط شرایط نمیذاره عزیزم
گفتم:من بمیرم حله؟
گفت:دیگه اینو نشنوم من خسته شدم همین
یه روز همه چی حل میشه
اما الان سالهاست که من منتظرم که حل بشه ولی چرا اینقدر برگشتت طولانی شد؟
قولات رو یادت رفته؟
کحای این زمین خاکی گم شدی چان؟
دلم هیچ وقت به رفتنت راضی نبود چانی.........به خدا راضی نبود
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟮@هعی اومیدوارم که خوشبخت شین -هومتهیونگ رفت -انگار روم...

رمان اسیر خان پارت چهاردهم ۱۴

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 41 ""ویو جئون آنجلینا" ...

رمان : رفتار سرد

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط