از زبون دکو وقتی بیدار شدم دیدم کاچان داره حرف میزنه ول
از زبون دکو : وقتی بیدار شدم دیدم کاچان داره حرف میزنه ولی هر جور شده بود من میخواستم جلوشو بگیرم چون جلوی بچه ها داشت با ملایمت باهام حرف میزد و من میخواستم فقط خفش کنم و بعد دیدم که بدنم ی حالت ضعفی داره و انگار دارم آب میرم ی لحظه به دست خودم نگاه کردن و بچه ها هم تعجب کردن و اوراراکا بهم گفت از زبون اوراراکا : وای دکو چرا بدنت زنونه شده از زبون دکو : ی لحظه خشکم زد و بعد پاشدم و خودمو داخل آیینه دیدم که سینه در آوردم و فرم بدنم مثل دخترا شده ی لحظه مغزم هنگ کرد ولی همون موقع دیدم که کاوان داره میاد سمتم کاچان دستشو باز کرد و منو بغل کرد و گفت از زبون کاچان : دکو مهم نیست چه شکلی باشی و در چه حالتی من فقط تورو میخوام از زبون دکو : ی لحظه خشکم زد بعد از سال ها کاچان داره این حرفو بهم میزنه واقعا برام تعجب انگیز بود و بعد فقط دوست داشتم گریه کنم تا جایی که دیگه چشمام نتونن درست ببینن از زبون نویسنده : دکو بغضش گرفت و آروم آروم داخل بغل کاچان گربه کرد و آروم شد بعدش کاچان آروم دکو رو بغل کرد و روی تخت خوابوند و خودشم رفت بیرون پیشه بچه ها تا یکم باهاشون حرف بزنه ببینه دکو چرا اینطوری شده تا اینکه
ممنونم از حمایتتون بچه ها و راستی ۹۱ تایی شدنمون مبارککککک کممککککککککک 🎉🎉🎉🥳🥳🥳🥳
ممنونم از حمایتتون بچه ها و راستی ۹۱ تایی شدنمون مبارککککک کممککککککککک 🎉🎉🎉🥳🥳🥳🥳
- ۱.۷k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط