{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آوازه‌ی جمالت از جان خود شنیدیم

آوازه‌ی جمالت از جان خود شنیدیم
چون باد و آب و آتش ، در عشق تو دویدیم
اندر جمال یوسف ، گر دست‌ها بریدند
دستی به جان ما بر ، بنگر چه‌ها بریدیم
دیدگاه ها (۳)

گر بگويم كه تو در خون منی بُهتان نيست !

آدم‌ها تمام نمی‌شوند ؛ آدم‌ها نیمه شب با همه‌ی آنچه در ذهن ت...

حسِ درختی تک و تنهاگرفتارِ سرما و بوران، طرد شده از همگان، د...

غربت نگاه کسی که تنها در ایستگاه قطار به انتظار ایستاده را ف...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط