{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار "لهجه چشمانش" زبان مادری من بود که اینگونه شیوا با

انگار "لهجه چشمانش" زبان مادری من بود که اینگونه شیوا با من سخن از عشق میگفت.
دیدگاه ها (۱۵)

گیریم که من نگویمدوستت دارم...تو نباید بگویی دوستت دارم..؟تا...

مي خواهم دوباره عاشقت شوم محبوب منپيش از انقراض آخرين غزال آ...

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...!؟

هل رأيتَ الفجرَ يطلع من أَصابع مَنْ تُحبُّ؟‏آیا دیده‌ای سپید...

-ای زن! آیا غمگینی؟!_تراژدیِ کوچکی در زندگیِ من هست,و آن جست...

این دنیا به کوه می ماند، هر فریادی که بزنی ، پژواک همان را م...

پایان شاهنار 🥀زوجی که معنی عشق و صبر بود...شاهین در تمام طول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط