خانه ات آباد مارا خانه ویران کرده ای

خانه ات آباد ! مـارا خانه ویـران کرده ای
خان و مانم را پراز اندوه طوفان کرده ای

خود،نشستی جای دنجی،بیخیال زخم ها
حـال داری میکنی هرجاکه ویران کرده ای

داده ایی این عمر را بر باد و داری میروی
خوب ! از آغــاز دیــدم فکر پایان کرده ای!

گرچه می دانم چــه کردی بادلم اما نشد
اه و نفرینت کنـــم ، دل را پریشـان کرده ای

ازخدا میخواهم اینرا بهترین سهمت شود
با همه ظلمی که درحقّـــم فراوان کرده ای!
دیدگاه ها (۰)

یک شعر، یک بهانه‌ی بهتر به جای چاییک استکان خیالِ مصوّر به ج...

این ملت بیچاره هم اینقد آدم سرش تو ماتحتشه که...طرف از شالیک...

هنوز هم دود از کنده بلند میشهیعنی خدا نکنه این کنده ها کنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط