سناریو
#سناریو
وقتی کار دارن و ما میریم رو پاشو میشینیم و میگیم بوسم کن
نامجون: اخ که تو چقد شیرینی
ولی الان کار دارم فعلا
(یه بو. سه رو لپت گذاشت)
جین:(یهو روت خی/مه میزنه نزدیک صورتت میشه و...)
چیه فک کردی بوست میکنم (خندهای شیشه پاک کنی)
شوگا:(خمار نگات میکنه و بعد یه بوسه ریز میزاره رو.......
لپت)(😂)
جیهوپ: اوه ب.یب حیف الان کار دارم
جیمین: لب.. تو بو*س میکنه و میگه
بقیش برای بعد 😉...
تهیونگ:(کمرتو میگیره و بیشتر به خودش نزدیک میکنه و.... گردنت. و بو. س میکنه)
کوک: مث ته
#سناریو
وقتی ما خوابیدیم و اونا تو لایون و ما از خواب بلند میشیم و خیلی کیوت میریم پیششون و آروم میگیم میشه بیای بغلم کنی بخوابم
نامجون: اوه اوه ببینید کی اینجاس یه موش.....
_میشه بیای بغلم کنی بخوابم؟(کیوت)
+اااا.... ارمیا یه لحظه منو ببخشین...... الان برمیگردم
جین:(همونجا بغلت میکنه اروم کنار گوشت میگه)
بیب همینجا بخواب
شوگا: ات
+(مظلوم) لطفا
_منم خوابم گرفت با این نگاهت
جیهوپ: اخییی من..... میخوام بیام ولی الان تو لایوم....... بس کن اینجوری نگام نکن
جیمین: موچی کوچولو(اروم)
یه لحظه صبر کن میام
تهیونگ: الان؟
+اوهوم
لطفا
_ارمیا تسخیر شدم شرمنده
کوک:(گوشیشو برمی داره و تورو میبره رو تخت و کنارت دراز میکشه) خب حالا بخواب(اروم)
داشتم میگفتم.. کجا بودیم؟
وقتی کار دارن و ما میریم رو پاشو میشینیم و میگیم بوسم کن
نامجون: اخ که تو چقد شیرینی
ولی الان کار دارم فعلا
(یه بو. سه رو لپت گذاشت)
جین:(یهو روت خی/مه میزنه نزدیک صورتت میشه و...)
چیه فک کردی بوست میکنم (خندهای شیشه پاک کنی)
شوگا:(خمار نگات میکنه و بعد یه بوسه ریز میزاره رو.......
لپت)(😂)
جیهوپ: اوه ب.یب حیف الان کار دارم
جیمین: لب.. تو بو*س میکنه و میگه
بقیش برای بعد 😉...
تهیونگ:(کمرتو میگیره و بیشتر به خودش نزدیک میکنه و.... گردنت. و بو. س میکنه)
کوک: مث ته
#سناریو
وقتی ما خوابیدیم و اونا تو لایون و ما از خواب بلند میشیم و خیلی کیوت میریم پیششون و آروم میگیم میشه بیای بغلم کنی بخوابم
نامجون: اوه اوه ببینید کی اینجاس یه موش.....
_میشه بیای بغلم کنی بخوابم؟(کیوت)
+اااا.... ارمیا یه لحظه منو ببخشین...... الان برمیگردم
جین:(همونجا بغلت میکنه اروم کنار گوشت میگه)
بیب همینجا بخواب
شوگا: ات
+(مظلوم) لطفا
_منم خوابم گرفت با این نگاهت
جیهوپ: اخییی من..... میخوام بیام ولی الان تو لایوم....... بس کن اینجوری نگام نکن
جیمین: موچی کوچولو(اروم)
یه لحظه صبر کن میام
تهیونگ: الان؟
+اوهوم
لطفا
_ارمیا تسخیر شدم شرمنده
کوک:(گوشیشو برمی داره و تورو میبره رو تخت و کنارت دراز میکشه) خب حالا بخواب(اروم)
داشتم میگفتم.. کجا بودیم؟
- ۸.۴k
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط