{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت جان کندن من بود ،نمی دانستم

وقت جان کندن من بود ،نمی دانستم

تیغ برگردن من بود ،نمی دانستم

 

 آن چه در حجم پر از درد گلویم پژمرد

آخرین شیون من بود ،نمی دانستم

 

 تا نمردم بگذارید که فریاد کنم

دوست هم دشمن من بود ،نمی دانستم

 

 از همان خنده که معنای عطوفت می داد

نیتش کشتن من بود ، نمی دانستم

 

 آن چه من بارقه عاطفه پنداشتمش

آتش خرمن من بود ، نمی دانستم

 

 لحظه وصل من و دوست ،خدا می داند

وقت جان کندن من بود ،نمی دانستم

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

سلام ، روز خوش دوستان خوبم ...

سوختم در آتش عشقت سراپا سوختمدر ره وصلت بتا پروانه آسا سوختم...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل ، سوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط