هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_10
دستشو کشیدم به سمت اتاق بردمش‌..
خودمو روی تخت انداختم و دست پناه رو هم گرفتم کشیدم..
روی تنم که افتاد با خجالت خواست عقب بکشه..
که تنشو بیشتر به تنم فشار دادم..
+هیعع..آ.قاا زشته اینج..و اینجوریم!
سرشو روی قفسه سینه ام گذاشتم و موهاشو نوازش کردم..
_اروم بگیر! تو مال خودمی و این زشت نیست..
دیگه ساکت شد و صدایی ازش در نیومد ..
بعد از چند دقیقه نفسای منظمش نشون از خواب بودنش میداد.
سرمو جلو بردم موهاشو عمیق بو کردم..
منی که اصلا از جنس مونث خوشم نمیومد حالا داشتم به این فکر میکردم که این دختر از نظرم چقدر شیرین و خواستنیه!
تکونی خورد سرشو داخل گردنم فرو برد نفسی کشید‌‌..
با این کارش به شدت گرمم شده بود..
نمی‌خواستم بلایی سرش بیارم اون خیلی بچه بود!
آروم گذاشتمش رو تخت و بالشتی زیر سرش گذاشتم ..
جنین وار توی خودش جمع شد که پتو رو انداختم روش..
از اتاق خارج شدم و روی مبل روبروی شومینه نشستم..
این دختر بچه عجیب فکرمو درگیر کرده بود
ضربه محکمی به سرم زدم با حرص دستامو مشت کردم‌..
لعنت بهش! کاش هیچوقت به حامد زنگ نمیزدم..کاش هیچوقت این بچه رو نمیدیدم..
صدای فریادی از اتاق بلند شد:
+آقاااا آق..ااا کمککککک
نگران از روی مبل پریدم وارد اتاق شدم با دیدن پناه که روی تخت داره بپر بپر می‌کنه به سمتش رفتم..
_چته بچه ؟
ترسیده به سوسک روی دیوار اشاره کرد:
+سوسککک وایییی بکششش آقاا بکششش
خنده ای کردم با دمپایی ضربه ای به سوسکه زدم انداختمش دور ..
بغض کرده روی تخت خوابید
+هیعع آقا خیلی ترسیدم!! اومده بود رو صورتم..
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ۴۰

چند پارتی

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

چند پارتی (درخواستی)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

چند پارتی (درخواستی)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

چند پارتی

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط