دوباره میشکنه سکوت با بغضم؛ دوباره آدما حالتو میپرسن؛
دوباره میشکنه سکوت با بغضم؛ دوباره آدما حالتو میپرسن؛
دوباره مثله قدیم تو قلبمو بشکن؛ دوباره گریه کبودیه چشمم؛
غیر تو کل شهر از حالم خبر داره...
منو برگردون به زندگیم فقط با یه نگاه سادت، یه لبخند عادی؛
تو میگفتی زخمایی که بهم زدی حاد نیست؛
پس چرا گریه کردم؟؟!!!
فقط یه چند وقته یکم سرد و گوشه گیرم؛
شبا تو خلوتم بهونتو میگیرم؛
منو ببخش ولی دوباره گریه کردم؛...
دلم گرفته بدبین شدم به آینده؛
تنهام گذاشت رفت اونی که میگفت پابنده؛
اونی که حتی یه روز نبودمم میمرد؛
اونی که حتی رو اسمم قسم میخورد؛
چی شد من که واسه موندنت هر روز دعا کردم؛؟؟!!!
جز تو با تمومه آدمای تویه شهر سردم؛
پس چرا گریه کردم؟؟؟؟!!!
دوباره من دوباره ترسو دلهره؛ یه دل که از تو از خدا هم دلخوره؛
من به خاطرت از هر چی داشتم گذاشتم؛
با خنده هات خندیدم با گریت گریه کردم؛
منی که کل دنیا میگفت یه آدم سردم؛
شدم یه دیوونه بیقراره لعنتی؛
شدم یه آدمی که نمیخوابه بعد از این؛
فریاد زدم بمون کنارم حتی نگام نکرد یه بارم...
فقط یه چند وقته یکم سرد و گوشه گیرم شبا تو خلوتم بهونتو میگیرم...:((((((
دوباره مثله قدیم تو قلبمو بشکن؛ دوباره گریه کبودیه چشمم؛
غیر تو کل شهر از حالم خبر داره...
منو برگردون به زندگیم فقط با یه نگاه سادت، یه لبخند عادی؛
تو میگفتی زخمایی که بهم زدی حاد نیست؛
پس چرا گریه کردم؟؟!!!
فقط یه چند وقته یکم سرد و گوشه گیرم؛
شبا تو خلوتم بهونتو میگیرم؛
منو ببخش ولی دوباره گریه کردم؛...
دلم گرفته بدبین شدم به آینده؛
تنهام گذاشت رفت اونی که میگفت پابنده؛
اونی که حتی یه روز نبودمم میمرد؛
اونی که حتی رو اسمم قسم میخورد؛
چی شد من که واسه موندنت هر روز دعا کردم؛؟؟!!!
جز تو با تمومه آدمای تویه شهر سردم؛
پس چرا گریه کردم؟؟؟؟!!!
دوباره من دوباره ترسو دلهره؛ یه دل که از تو از خدا هم دلخوره؛
من به خاطرت از هر چی داشتم گذاشتم؛
با خنده هات خندیدم با گریت گریه کردم؛
منی که کل دنیا میگفت یه آدم سردم؛
شدم یه دیوونه بیقراره لعنتی؛
شدم یه آدمی که نمیخوابه بعد از این؛
فریاد زدم بمون کنارم حتی نگام نکرد یه بارم...
فقط یه چند وقته یکم سرد و گوشه گیرم شبا تو خلوتم بهونتو میگیرم...:((((((
- ۶.۰k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط