{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد شده از پوستین شب فشنگی خیره سر

رد شده از پوستین شب فشنگی خیره سر
خورده بر پیشانی ام بخت پلنگی خیره سر
راه خود را میروم اما نمیدانم چرا
در کمینم منتظر مانده تفنگی خیره سر
دل به هر کس میدهم اخر عذابم میدهد
حس بازی خوردن از بچه زرنگی خیره سر
دل به دریا داد یا ساحل نمیدانم هنوز
فرق بین ماهی تنگ و نهنگی خیره سر
تخت جمشیدی شدم مدفون و خاکستر نشین
دیگر از جانم چه میخواهد کلنگی خیره سر
ماهی قرمز به فروردین دلش را خوش نکرد
ماه هم کاسه شده با تنگ تنگی خیره سر...
دیدگاه ها (۶)

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

ابری نبود و نیست بیا و ببار! نیستاینجا کسی برای دلم غمگسار ن...

زیرِ باران بوسه بازی هایمان یادش بخیر قصه یِ مهمان نوازی های...

رفته‌رفته دل برای دیدنت پر می‌زندپای رفتن باشد او تا قاف هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط