🔸 عزرائیل نزد مردی ثروتمند آمد تا جانش را بگیرد.

🔸 عزرائیل نزد مردی ثروتمند آمد تا جانش را بگیرد.

🔸 مرد، گریه و زاری کرد و مهلت خواست، اما عزرائیل نپذیرفت;

🔸 گفت: همه دارایی ام را بگیر و فقط یک روز به من مهلت بده.
باز هم فایده ای نداشت.

🔸 مرد گفت: پس فقط به اندازۀ نوشتن یک جمله به من وقت بده.
عزرائیل پذیرفت;

🔸 او نوشت:
من خواستم "" #یک_روز"" عمرم را 300 هزار دینار بخرم، اما نشد!!!

✔ ️شما قدر عمرتان را بدانید، چون نه فروختنی است و نه خریدنی.
دیدگاه ها (۵)

السلام علیک یابنت رسول الله ص

🔅#پندانه ✍️ قدر عمر و زندگی را بدانید🔹مردی طمع‌کار همه عمر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط