آیا تو دیده ای ذرات احساسِ من در خطوط کوتاه و بلند گردنت

آیا تو دیده ای ذرات احساسِ من در خطوط کوتاه و بلند گردنت روییده باشد؟
احساسات من باید بر تقویم های کهنه ی کتابچه ام آویزان میشد و در صفحه ای که ازشدت هیجان قهوه ام برروی جمله ی (پس تو دور مانده ای) ریخته می شد!
و شعر!
همچون گنجشک از بام افتاده به سویت تقلا می کرد
امان از چشمانت که نتوانست گنجشک زخمیِ بی قرارِ اشعارم را نجات دهد
من اکنون پس از آن همه اتفاق تنها یک چیز به یادم مانده است
و آن عشق است
به زیبایی شکوهِ چشمانِ مردی که به غربتِ شعر هایم گریست
#اسما_فرشی
دیدگاه ها (۶)

حماسی

سلام دوستان ببخشید چند روز نتونستم بیام یکم درسام سنگین شده ...

سعید صدیق

امین کونانی شاعر کوهدشتی

سمیه سلگس شاعر نهاوندی

⭕ ️ در پی سفر دکترحسن روحانی رئیس جمهوری به استان کرمان، علی...

عزیزان سوگند به الطافِ دلارای الهیو سوگند به تک تک حروف اشعا...

مجید زمانی اصل شاعر اهوازی

همه ایران سرای من است

مریم گمار شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط