مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 12

مرحله ی پنجم اعزاداری پارت 12

ـ چند نفرن؟
یونگ رو ـ سه نفر
سوجین ـ لابد سه تاشم مرد؟
یونگ رو ـ دوتاش مرد یکیش زن
ـ با اون زنه چه گوهی بخوریم؟
سوجین ـ حالا اون دوتا مرده رو میشه یکاری کرد با خرابکاریو اینا، اما زنه مشکل سازه
ـ یونجون وارد نیس که بخواد با یه شب سکس ازش حرف بکشه
یونگ رو ـ منم کسیو ندارم
سوجین ـ منم
گوشیم زنگ خورد جیهیون بود
جواب دادم
جیهیون ـ الو سلام
ـ سلام
جیهیون ـ شرکت نیستی که کجای؟
ـ مگه اتفاقی افتاده اونجا؟
جیهیون ـ یه سری کاغذ بازیه باید امضا کنی بعد یه محلوله هم هس باید راجبش حرف بزنیم
ـ یه لحظه گوشی
رو به دخترا
ـ بهش بگم؟
سوجین ـ پسر خالته؟
یونگ رو ـ میشه ازش بخوای کمک کنه؟
ـ با وجود اینکه اکسمه مجبورم
پشت گوشی
ـ جیهیون؟
جیهیون ـ بله؟
ـ میشه بیای به این ادرسی که برات میفرستم؟
جهیون ـ عااا، باشه الان حرکت میکنم
ـ اوکی
گوشیو قطع کردم
ـ ایشششش
سوجین ـ حس خوبی به این زنه ندارم، اسمش چیه؟
یونگ رو ـ جسیکا
ـ عجیبه
سوجین ـ اسم اون دوتا چیه؟
یونگ رو ـ یکیش اسمش جیسونگه، اون یکی هم اگه اشتباه نکنم گونگ پیونگه، اره درسه
ادرسو واسه جیهیون فرستادم بعد از چند دقیقه رسید
جیهیون ـ سلام
ـ اومدی
جیهیون ـ اره
بعد از اینکه با یونگ رو سوجین اشنا شد...
جیهیون ـ خب داستان از چه قراره؟
ـ دوست پسر یونگ رو که قرار بود هفته ی بعد باهاش ازدواج کنه مرده، و مث اینکه دوست پسرش جاسوس بوده و به دس رئیسش و همکاراش مرده ماهم میخوایم برسیم به رئیسش و دخلشو بیاریم
جیهیون ـ و...
ـ هدف اصلیمون سانگ سیکه و عکسی ازش نیس برا همین باید از طریق زیر دستاش بهش برسیم، جیسونگ، گونگ پیونگ، جسیکا
جیهیون ـ اوکی گرفتم هرچی کاغذ راجب جسیکا هس رو بهم بدین
یونگ رو ـ بفرما*برگه هارو تحویلش میده*
سوجین ـ چیزی نمیخواین بگم براتون بیارن؟
ـ just wather
سوجین ـ ok
دس کردم تو جیب پالتوم که پاکت سیگارمو در بیارم که فهمیدم نیاوردمششش
ـ مگه دیشب تو جیبم نبود؟
سوجین ـ چی؟
ـ پاکت سیگارم یادم رفته
یونگ رو ـ شاید تو ماشینه؟
یه خورده که فک کردم
ـ فهمیدم، دیشب داشتم سیگار میکشیدم رو سر پیانو بود
جیهیون ـ بیا*پاکت سیگارشو میده به ات*
ـ ول کن نمیخواد
جیهیون ـ همون سیگاریه که یه بار دوتا نخ ازم گرفتیااا
ـ کی رفتی ترکیه مگه؟
جیهیون ـ هفته ی پیش
ـ که اینطور *یه نخ از پاکته برمیداره*
جیهیون ـ مگه نمیخواستی ترک کنی؟
ـ ترک کرده بودم اما دیشب باز کشیدم
دیدگاه ها (۶)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

چند پارتی تهیونگ

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

پارت ۱۹۶

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎6 ⊹˚₊ ویو تهیونگ | سالن عروسی از روی...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت هــفــدهــم 𓆪 🖤🥀اسما حتی نفس هم نمی‌کشید.صدای...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط