دوباره جمعه شد
دوباره جمعه شد
باز...
پنجه بر دیوار هستی
می کشد دل
از این درماندگی
کارش کجاها می کشد
گر که نیایی
*******
من و جمعه
دلی داریم پر از خون
و سرگردان این دشت پر از تب
اگر روزی ببارد
بهترین باران رحمت
شکوفه می زند یاد خدا
در هر مسیری
و تو با یک سبد شادی می آیی
باز...
پنجه بر دیوار هستی
می کشد دل
از این درماندگی
کارش کجاها می کشد
گر که نیایی
*******
من و جمعه
دلی داریم پر از خون
و سرگردان این دشت پر از تب
اگر روزی ببارد
بهترین باران رحمت
شکوفه می زند یاد خدا
در هر مسیری
و تو با یک سبد شادی می آیی
- ۷۰۸
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط