خیالت راحت!
خیالت راحت!
آتش هم که باشم
یک روز
یک جا
سردمیشوم
آن زمان است که تن بی جانم رادرآغوش میگیری
و...
آن روز نه اشک میخواهم نه شیون
نه مویه میخواهم نه زاری
فقط سراغم نیا!
چراکه سوختن آیین من است
میترسم...
میترسم که توراهم درآتش آه سردم بسوزانم
برو...!
دورشو...!
ازمن دوری کن...!
خیلی وقت است که همدم من دراین شبهای بی فروغ
حسرتی است جاودانه...
دیگر...
نه...
( الهه ی آتش )
آتش هم که باشم
یک روز
یک جا
سردمیشوم
آن زمان است که تن بی جانم رادرآغوش میگیری
و...
آن روز نه اشک میخواهم نه شیون
نه مویه میخواهم نه زاری
فقط سراغم نیا!
چراکه سوختن آیین من است
میترسم...
میترسم که توراهم درآتش آه سردم بسوزانم
برو...!
دورشو...!
ازمن دوری کن...!
خیلی وقت است که همدم من دراین شبهای بی فروغ
حسرتی است جاودانه...
دیگر...
نه...
( الهه ی آتش )
- ۴۲۴
- ۳۰ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط