{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلماتم را

‍ 🍂
کلماتم را
در جوی سحر می‌شویم
لحظه‌هایم را
در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بی‌پرده بگویم ؛
که تو را . . .

دوست می‌دارم تا مرز جنون
دیدگاه ها (۱)

گفتم مرا هم ببرجای زیادی نمی گیرمگوشه چمدانت،توی جیب کتت،نه ...

🍂 یاد آن شبها و یلداها بخیربرف بازی و سرماها بخیرکرسی و مادر...

چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟چه کسی میداند ...

هوای ظهر پاییزی ،فقط یک چیز میخـواهدنـگـاه...و دسـتِ گرمی کـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط