part ¹

part ¹
ویو ی نیونگ
ساعت هفت و نیم از خواب پا شدم که به دانشگاه برم اول رفتم یه دوش ۱۰ دقیقه گرفتم و لباس فرم رو که تازه گرفتم رو پوشیدم ( یونیفرم نیونگ با بقیه فرق داره چون خیلی باهوش و نفر اول مدرسه هست )
و رفتم پایین که صبحانه بخورم و از جولیا (خدمت کار اونجا) نکته = نیونگ و خانواده اش میلیاردر هستن و مادرش هم مدل هست و پدرش مالک بزرگترین شرکت در چین هست ) خواستم که برام یک ماچا و یک کیک وانیلی بیاره ( نیونگ عاشق کیک وانیلی هست) صبحانه ام را خوردم و با بادیگارد ها به دانشگاه رفتم ( کل پسر های کلاس ۱۱ هم کلاسی های خودش و کلاس ۱۲ هم اون رو دوست دارن ) و به داخل رفتم و نانا رو دیدم
صحبت ها.
نیونگ = سلام خر من چطوری ؟
نانا = منم خوبم تو چطوری ؟
نیونگ = منم خوبم را ستی از جین جائو چه خبر (دوست پسر نانا هست)
نانا = اون کوـخل هم خوبه دیروز زنگ زده میگه بیا خونم
نیونگ =کی ؟
نانا = هیچی بابا امیدوارم منظورم رو فهمیده با شی راستی قرار که امشب یک مهمونی بگیرم حتماً بیا خوش میگذره
نیونگ = باشه حتما بریم سر کلاس که الان استاد میاد جرمون میده
نانا = 😂😂
دیدگاه ها (۳)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:7ویو «سلین»که رفتیم به بوفه هر دو...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part1_ات*اول صب با صدای الارم گوشی بی...

طرات _ عشق _ ما _پارت: ۴رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گر...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

استاد من ۱

My Boy❄

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط