{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکیه گاهم بودی اما

تکیه گاهم بودی اما
پایه هایت لرز داشت

مثل دیواری که خشت
اولش یک درز داشت

من برایت بادل و جان
عشق ورزی کرده ام
تو ولی گویی که چشمت
با نگاهم مرز داشت

‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

😍😍😍😍

#دیدم_که_جانم_میرود 💔🥀در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط