{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از این تنهایی ها خدا قسمت کند

از این تنهایی ها خدا قسمت کند

که بنشینی، زانوها را بغل بگیری

به کسی که نیست فکر کنی

بعد ناگهان کسی از جایی دور

بپرد وسط تنهایی ات

و تعادلش را بهم بریزد!

دست به دلِ آغوشت بگذارد

موهایت را پریشان کند

و توی صورتت فریاد بکشد که آمده تا تمام اتفاق های بد گذشته جبران شود

تو بلند بلند بخندی،

و او بوسه اش را بگذارد وسط خنده هایت

گاهی زیادی که تنها می شوی

دلت از این سرزده آمدن های

طولانی می خواهد!!!


| شیما سبحانی |
دیدگاه ها (۳)

من نگرانم، دلم میسوزد از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام ...

چون صاعقه در کوره ی بی صبری ام امروز... از صبح که برخاست ...

روز خوب که در نمیزنه بیاد داخل روز خوب که ازجعبه شانس درنمیا...

پای تو یک تنه جنگیدم و ماندم، حتی... آن زمانی که به دست هم...

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

شروع پس از پایان

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط