{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

می‌سوزم و عطر یادهای تو را می‌دهم.
عطر بال پرنده‌ای تازه‌سال،
که به اشتیاق قوس‌ و قزح پر گرفت،
و به خانه‌ی خود برنگشت!

یادهای تو،
بارانی سرکش است،
که به اشتیاق دهانم مست می‌کند،
و سر به شیشۀ آسمان می‌کوبد.

صبحی ژاله‌بار است،
که می‌بارد بر من.
بیدارم می‌کند.
و آفتاب
چشم گشوده به من،
صبح به خیر می‌گوید ...

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۲)

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

عاشقانه های شبنم

می‌سوزم و عطر یادهای تو را می‌دهم.عطر بال پرنده‌ای تازه‌سال،...

صبحی ژاله‌بار است،که می‌بارد بر من.بیدارم می‌کند.و آفتابچشم ...

صبح ژاله بار

شب رفته استو من صبحی دیگر ازنبودنت را اغاز میکنمو تنها ان‌چه...

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگردر روحمان طراوت مهتاب عشق بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط