دریافتم درمان اندوه خنده نیست

دریافتم درمانِ اندوه ، خنده نیست !

خنده ای صوری که مدام به لب هایم تحمیل کرده ام و خودم را گول زده ام که همه چیز خوب است.

و همیشه جای این که با مشکلات مواجه شوم ، حالِ خوبِ مصنوعی را به خوردِ لحظاتم داده ام .

همیشه چیزی درون من طلبِ مداوا داشته

فریادی که از اعماق وجودم برخواسته اما من خفه اش کرده ام ، در گوشِ عقلم پنپه فرو کرده ام که نشنوم !

و خوب می دانم این اندوه هر لحظه وخیم تر می شود

و خوب تر می دانم آن قدر بزرگ و تنومند خواهد شد که یک روز وقتی مثل احمق ها دارم قاه قاه می خندم مرا در خود خواهد بلعید !

دریافتم درمان اندوه ، اندوهی بزرگ تر است

اندوهی که در آن فهمی نهفته باشد

چیزی که از آن می ترسم

چیزی که از آن می ترسی

فهمیدن و دانستن ...

این خود غمی بزرگ است!

غمی که لازمه ی حالِ خوب واقعی ست...

 #علی_سلطانی



matn-nab.blog.ir
دیدگاه ها (۱)

دعوا کن ، ولی با کاغذت  اگر از کسی ناراحتی یک کاغذ بردار و ی...

شیشه‌ی مه گرفته زندگیت را پاک نمی‌کنی؟ منظرهٔ قشنگی در انتظا...

نگه داشتن یاد ڪسی در قلبخیلی آسان است .امـــا... در قلب ڪسی ...

ازمایشگاه سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط